بعضی آدم ها، آدمِ از دست دادن اند. نه اینکه ناتوان از نگه داشتن باشند، و نه اینکه بختشان بدقواره باشد. از یک جایی به بعد انتخاب خود خواسته شان است. این آدم ها با از دست دادن نو میشوند. حال و روزشان خوش نمیشود اما غمِ مانوسِ نبودن چیزی، درونشان نو میشود. غمی که به آن نیازمندند، غمی که هربار آمدنش مُهر تاییدیست بر "فقدان" به مثابه ی دلیل موجه برای سنگینی باری که اگر نو به نو وجودش توجیه نشود کمر میشکاند. این آدم ها بخش ثابتی از هویتشان "جای خالی" ست. چیزی که ثابت است امر مفقود نیست، جای خالی امر مفقود است. آدم های از دست دادن، برای از دست دادن نیازمند دلیل نیستند، نیازمند "موقعیت" اند، چراکه از دست دادن خود دلیل است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر