لای موهام نگهت دارم دیرتر پیر میشوی، یا لای واژه هایم؟
موهایم را واژه کنم، بپیچانم دور تنت،
میآیی زمستان را تا انتها، روی برف ها غلت بزنیم؟
میآیی زمستان را تا انتها، روی برف ها غلت بزنیم؟
هی بیشتر غلت بزنیم، هی بیشتر گره بخورد
شب که شد
هی بیشتر بنشینیم و باز کنیم بیشتر گره هایش را
به آخرین گره که رسیدیم
من میگویم: فاصله
تو بگو: هیچ
تا چخماق شویم، آتش بگیریم
ء"لحظه" این پا و آن پا میکند که بماند، تو هم.
اگر تا پایان زمستان ماندی
اگر تا پایان زمستان ماندی
به جای هفت سین، هفت دسته مو میچینم
هفت تار مو آتش میزنم به جای عود
و هفت بار "فاصله هیچ" میخوانم
بگذار همه حَوِل حالِنا بخوانند
ترجیع بندش : ریش های تو
و ما شعرِ شب های برفی را که اَحسنِ الحال است
شعرها را دانه دانه به موهایِ من ببافیم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر